اسماعيل ناظم
46
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
حكما در بيان نفس گفتهاند كه مشاهده مىكنيم اجسامى را كه در جسميت مشتركند و در آثار مختلف . به اين ترتيب اجسام چند قسم مىشوند : بعضى از اجسام به يك طريقه و يك روش فعل از آنها سر مىزند ، بدون اراده و از بعضى از اجسام يك فعل سر مىزند با اراده و از برخى ديگر افعال مختلف بدون اراده سر مىزند و از بعضى ، افعال مختلف سر مىزند با اراده . منشأ آثار جسم نمىتواند از جهت جسميت باشد و گرنه تمام اجسام بايد در آثار يكى باشند ، چون آثار مختلف از اجسام سر مىزند ، ناچار بايد قواى مختلفى در اجسام باشد كه سبب آن آثار شود . حال گوييم آن قوه را كه به يك روش فعل از او سر مىزند بدون اراده ، طبيعت گويند ، و آن قوهاى كه يك فعل از او سر مىزند با اراده ، آن را نفس فلكى گويند ، و آن قوهاى كه افعال مختلف از او سر مىزند بىاراده ، نفس نباتى گويند ، و آن قوهاى كه افعال مختلف از او سر مىزند با اراده ، نفس حيوانى گويند ، و آن قوهاى كه منشا آثار مختلف است با ادراك معقولات ، نفس انسانى نامند . نفس نباتى و حيوانى و انسانى را نفس ارضيه مىنامند و نفس فلكى را نفس سماوى . نفس ناطقه انسانى جوهر مجرد است و بنا بر مذهب اهل تحقيق ماهيت ندارد چون حد از براى ماهيت است نه وجود ؛ ولى از جهت نفسيت يعنى جوهر مدبر بدن حد و تعريفى دارد و بدين جهت است كه حكما نفس را در علم طبيعى ذكر كردهاند و تعريفى كه شامل نفس سهگانهء ارضيه باشد ، آن است كه گفتهاند : النفس كمال اوّل لجسم الى ذى حيوة بالقوّة كمال جهت فعليت شىء است و « كمال اول » آن است كه شىء به آن نوع محصّل بالفعل مىشود مثل صورت نوعيه آهن كه جسم به سبب آن نوع خاص معينى مىشود و كمال ثانى آن است كه شىء بدان در صفاتش كامل مىشود و از توابع كمال اول است . مانند استعداد علم و كتابت و برندگى شمشير كه از توابع نفس ناطقهء انسانى و شكل شمشير است ؛ و اينكه گفتهاند « لجسم » براى آن است كه